دخترجادويی

تموم شد ...

ترانه؛ قلم را شكستم

به كنجي به ماتم نشستم

 خزيدم نوشتم سكوتو

صدا ميشنيدي   

به هر خط

...شكستم  ...

تو گفتي نديدي

تونستي از تب من  ترانه بسازي ؟

دلم رو به روياي ديرينه بردي  ؟

مي تونستي ماهو به خوابم بياري  

ستاره به اسمم بزاري

  اگر بي اجازه تو شعرم نشستي 

  چرا دل چرا دل نبستي

 بريدي 

تموم شد ترانه

چشاي تو اما همش غرق خوابه

  سوال مناز توهنوز بي جوابه...

 

10098302.jpg

سلام عليكم و رحمت الله و بركاته احوالات كه انشاالله خوب هست؟

سيب زميني هاتون زياد شه الهي

الهي بي بنزين نمونين و ...

راستي گفته بودم دوچرخه اسمم رو اشتباهي نوشته بود يه ايميل واسم فرستاده خوشكل كه معذر ت مي خواهييييييييييييييييييييييم .

منم كلاس گذاشتم كه واااااااااااااااااااااااااااااااااااا (هيچي)

ايول امروزم شعرم صفحه اول دوچرخه چاپ شده بود. چقده هم گشن بود خدايي به خاطر اون اسمم كه اشتباه چاپ شده بود هم معذرت خواهي كرده بودند . كلي حال كردم آخه خيلي باحاله ها فكر كن ...

فكراتو كردي؟

باشه . اونوقت به بابام ميگم مي گه به من چه ؟

مامانم كه انگار نه انگار ولش كني با دوچرخه شيشه هاشو پاك ميكنه ها .

اصلا هيچكي منو دوست نداره . هيچكي قدر منو نميدونه اگه مي رفتم هند منو مي پرستيدن ها ...(خب بسته پررو نشو )

 

هومك يكي به من گفته بود چرا چرت مي نويسي ؟

خب پس چي بنويسم .  باشه خفن جان ديگه چرت نمي نويسم بيا اينم يه متن غير چرت خوبه؟

ماشالله خدابده بركت ديدين تو خيابونا همين جوري ميوه ريخته ؟ ارزون ها نه اينكه خدايي نكرده فكر كني گروني شده ها . اين حرفا مال دشمناست . الكي ميگن گروني شده .كو كجا؟؟؟؟

سيب زميني خريده بابام عينهو هلو كيف مي كني نيگاش كني انقده باحالن كه بابام از اون قيافه ها كه ماهي يه بار موقع پول تو جيبي دادن به خودش ميگيره گرفت واسه مامان بيچارم كه چي ؟

_چي ؟

آها كه از اين ها درست نكني يهو يي هاـــــــــ

نكنه خدايي نكرد ه فكر فكر كنين چون ديگه پول خريد سيف زَمني نداشته اينو گفته ها چون من كه گفتم گروني نيست . آخه دوسشون داره الانم رفته يه انجمن حمايت از سيف زَمني هاي كوچه بازاري راه بنداره .

اهم خب من بيشتر از اين  نمي تونم چرت ننويسم راضي شدي؟

بچه ها يه چيز بگم بخندين ديروز كه چند روز پيش اصلا 8 اسفند مدرسمون به بچه هاي  باحال جايزه داد .بعدش بوگو چي؟

بگم؟

نمي خندي؟

باشه .

بن خريد از تعاوني مدرسه .

اُه تو كه قرار بود نخندي .

مامانم كه به دلش صابون زده بود جهاز بدن بهم .(هههه)

بابامم كه به روم نياورد ولي دلش مي خواست يه كيلو پياز و دو كيلو سيف زَمني جايزه بگيرم .

حالا تعاوني مدرسمون  هيچي نداشت كه حالم رو گرفت (زيرپيرني مردونه داره ها مي خواي ؟)

منم يه خروس خريدم صبحا واسمون قوقولي قوقو مي كنهو از خواب بيدارمون ميكنه  . فقط بايد پاشي دكمه ش رو بزني تا صداش دراد .

 

خب مادر ديگه چي بگم واستون دِلم انقده گرفته كه نگو . كاشكي اين دل آدما سيفو ن داشت خوف بود ها .

مي كشيدي پايين باز ميشد نه ؟

خب ديگه فكر كن من فقيرِ و بي پول و ديگه چي بگم الهي عروس دوماد شي مادر مي خواي دلِـم وا شه نظر بده ثواب داره بخدا . بچه فقيرم ...

/ 0 نظر / 6 بازدید