يا هو

هومك اپديت مي كنيم يك دو سه ...

سلام مجدد ببخشين ديگه همين جا مي آپم از بچه گي همينشكلي بودم درست نمي شم .

هومك امروز جايزه دوچرخه رسيد خيلي حال كردم عيديه من كه رفتم بندر گناوه خودمو كشتم يه ليوان واسه خودم بخرم دلم نيومد زده بودم كانال بچه مثبت خفن م يگفتم اصرافه ليوان ليوانه شكل مكل نداره كه ببين آه خدا دلش واسم سوخت گفت بيا بنده ي من بچه ها يه ليوان خوشكلي برام فرستادن روش نوشته دوچرخه با دو جلد كتاب توپ .تو مسابقه فرهنگي هنري ناحيمون هم داستان نويسي دوم شدم مباركم باشه .

خب ديگه فردا 7 نفر از بچه باحالاي كلاسمون ميرن مشهد (يك دبير پرورشيمون حالشون رو بگيره ) من نرفتم ديگه لب و لوچت رو اون شكلي نكن .

چي ؟

سوغاتي ؟

خدا خيرت بده واسه من نميارن واسه تو بيارن؟برو روتو كم كن .(شوخي كردم )

خوش باشين و سر فراز

______________________________________________________________________

 

 

سلام واي چقدر دلم واستون تنگ شده بود . عيد كه مسافرت بودم نتونستم بيام . بعدش خدا خير بده هرچي معلمه .

يه عالمه حرف و تيكه دارم بزنم دلم داره مي تركه .

ايول ايول پنجشنبه چه روز باحالي بود ها اول كه امتحان حسابانم رو گند زدم بي خيال بعدش اومدم خونه دوچرخه رو ديدم به به بنازم به اين هوش تو مسابقش اول شده بودم كلي حال كردم خواهرم مي گفت داشتم متن فرد برنده رو مي خوندم گفتم به به چه هوشي داره باحاله  ديدم آخرش اسم تو رو نوشته آفرين به مناسبتشم برام لباس گرفته بود (قبلا گرفته بود واسم گفت واسه اين كلك رشتي بود ها) خلاصه اول شديم رفت امضا خواستين خبر بدين دفعه سوممه ها .بعد از ظهرم شادي اومد خونمون عيديم رو آورد دستت درد نكنه كتاب باحالي بود عروسكم .

عيد جاتون خالي با خانواده پسر عمه ام و دختر عمه ام رفتيم مسافرت اول رفتيم ابيانه بعد  يزد قطاب ها رو بار كرديم رفتيم شيراز اونجا بارون ميومد ولي حسابي سلامتون رو به كورش جونم رسوندم . (آخي شيراز رفتيم خونه خالم اينا دلم واسش يه ذره شده بود ديدمش بالاخره. آخه خيلي دوسش دارم ) بعد رفتيم بوشهر ديگه بارون نيومد يك حالي داد جاده اش. هميشه من اونجا كلي حال مي كنم . بعد بوشهر رفتيم خرمشهر و شلمچه و اهواز دزفولم كلي تو نمايشگاه هواييش حال كرديم آقا مسابقه پرسپوليس استقلال رو تو صفحه نمايش گندش نشون مي داد چه صفايي داشت .بندر گناوم كلي حال داد . بعدشم رفتيم خرم آباد واي چه مردم باحالي دارن روبه روي دانشگاه نمي دونم چي بوديم بعد يه مغازه هه يه آهنگ لري گذاشت امتحانش كنه با باس بالا و ديگه ... مردمشون همين جوري داشتم زندگيشون رو مي كردن ها يهو دست گرفتن به رقصيدن چه باحال بود خيلي خوشن خوش به حالشون . بعدشم اومديم خونه فرداش راستي سر راه رفتيم نهاوند برف بازي . بابام اينا بغل يه كوهه واستادن نماز بخونن يهو رفتيم بالا سر سره بازي بابام سرش رو كه آورد بالا ديد دو تا نقطه بالاي كوهن .

خب مسافرتم  تموم شد ديگه سيزده بدرم زير بارون كنار آتيش لرزيديم ولي خدايي حال داد .

حالا چرت و پرتام :

هر كي گفته عيدي ميوه ارزون بود (بوق بوق) باباي من پرتغال داغون خريد كيلو 1600 تومان آخرشم با مامانم دعواش شد كه چي به درد نمي خورن . همه چي گرون شده بود هيچي ارزون نبود بخدا .مگه جون آدميزاد .

همه ماجراي اين سرباز انگليسي ها رو شنيدين ديگه (اَه اگه راديو هاي ... رو گوش كنين مي فهمين چه خبره ) چه بد بختيم به خدا. زنه خاطراتش رو نوشته گفته رفتم ايران يه زنه قدم رو اندازه گرفت فكر كنم واسه تابوت مي خواست . حالا هي خدمت كنين به عراقي ها اون جوري بلا سر ديپلماتتون در بيارن به قول دوستم خود كرده را تدبير نيست .

هومك ديگه مشكلات ايران حل شد همه چيزش مگه نمي دوني ؟وا اخبار نمي بيني؟ زنگ مسواك در مدارس ايران به صدا در آمد آخه سه تا نقطه ها ما داريم از فقدان معلم درست حسابي ديونه مي شيم . كلي برنامه كلاسيمون به هم ريخته زنگ مسواك مي زني براي من ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

مدير ما طي يه جلسه ي رسمي اومد باهامون مشكلات مدرسه رو حل كنه :

خب دخترا گفته بودين چرا معاون ها به موهاتون گير ميدن سه ساعت توضيح

گفته بودين چرا آينه نياريم مدرسه سه ساعت ديگه توضيح

گفته بودين چرا مدرسه گشتش اين هوا گيره چهار ساعت و نيم توضيح

(يه بار ما رفتيم دعوا معلم مي خوايم يك دادي سر يكي از بچه ها زد كه بچه ي من مريضه تو مي گي معلم حسابان . آخي خانوم مدير فرداش كه مدرسه نيومد رفته بود مشهد . زيارت قبول .)

آقا يه كلمه نگفت مشكل معلم فيزيكتون حل شد باهاش صحبت كردم گفتم مثل آدم درس بده . رفتم موضوع بي معلم بودنتون رو پي گيري كردم سال آخرين آخه امتحان نهايي دارين دارم سعي مي كنم برنامتون رو ميزون كنم كه مجبور نشين يه روز ساعت 8 بياين يه روز 3 ساعت اضافه بمونين و ...

راستي كلاس ما افتخار كسب خسيس ترين بچه هاي مدرسه رو به خودش اختصاص داده بزن كف مرتبو ...

اه يه چيز ديگه اخراجي ها و سيصد رو ديدم هرچي با اخراجي ها حال كردم سيصد حالم رو گرفت .

اينم شعر ميم مثل مادر تقديم به مامان جيگر و مهربون و دوست داشتنيم كه هفته اي سه بار واسم ماكاراني درست مي كنه.

ميم مثل مادر

كاشكي مي شد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم

چقدر مثل بچگي هام لالايي هاتو دوست دارم

سادگي هاتو دوست دارم خستگي هاتو دوست دارم

چادر نماز و زير لب خدا خدا تو دوست دارم

كاشكي رو طاقچه ي دلت آينه و شمعدون مي شدم

تو دشت ابري چشات يه قطره بارون مي شدم

كاشكي مي شد يه دشت گل برات لالايي بخونم

يه آسمون نرگس و ياس تو باغ دستات بشونم

لالايي لالايي لالالا

بخواب  كه مي خوام تو چشات ستاره هامو بشمارم

لالايي لا لا لا لا لا لا

يشم همون كه تا ابد دنيا رو با تو دوست دارم

دنيا اگه خوب اگه بد

با تو برام ديدنيه

باغ گلاي اطلسي

با تو برام چيدنيه

مادر

مادر

چقدر صداتو دوست دارم

لالايي هاتو دوست دارم

زمزمه هاتو دوست دارم

لالايي

لا  لا  يي

بگذر ز من اي آشنا چون  از تو من ديگر گذشتم

ديگر تو هم بيگانه چون ، چون ديگران با سرگذشتم

مي خواهم عشقت در دل بميرد

م يخواهم تا ديگر در سر يادت پايان گيرد

بگذر ز من اي آشنا چون از

هر عشقي ميميرد خاموش يمي گيرد عشق تو نمي ميرد

باور كن بعد از تو ديگري در قلبم جايت را نمي گيرد

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

/ 0 نظر / 6 بازدید