درد دل

سلام بچه ها خوفين ؟

منكه خيلي دلم گرفته گفتم باهاتون درد و دل كنم يكم دلم وا شه .

مي دونين همش تقصيرخودمه ها . بسكه دل نازكم و مهربون اگه كس ديگه بود عين خيالشم نبود .

من براي مسابقات آزمايشگاهي از طرف مدرسمون واسه رشته ي كامپيوتر انتخاب شدم . بعدش واسه عمليش مونده بود كه برم با دوستم قرار گذاشتيم كه ساعت يك و نيم دم مدرسه باشيم و با هم بريم محل مسابقه . من بيچاره يك ساعت تو سرما متظر ندا موندم . خيلي اعصابم خورد شد مي خواستم برم خودم گفتم شايد ندا بياد ببينه من نيستم منتظرم بمونه . نگو خانم خودش رفته بوده . منو گذاشته بوده سر كار . چرا آدما بايد اينجوري باشن ؟‌ها ؟ مگه ارزش دوستي بيشتر از يه مسابقه نيست ؟ يعني اينقدر دوستي ها كم ارزش شدن ؟ به خاطر اينكه مثلا سر يه مسابقه از من بزنه جلو ؟ منم ديگه باهاش حرف نزدم . ما با هم سر نمايش مدرسه هم همكاري داشتيم خير سرم دستيار كارگردانم يعني بودم . آخه كشيدم كنار نمي تونم حضورش رو تحمل كنم . حيف چقدر واسه نمايش زحمت كشيدم . الان اونها مي رن اول مي شن هيچكي به من محل نمي ده . زحمت من چي ها ؟ كاش مي تونستم ببخشمش . ببينم كدومتون اين هوا بزرگ منشي دارين كه من داشته باشم ؟ به نظر من اشتباه قابل بخششه ولي خيانت نه . مواظب باش خائن نباشي ...

ولي  برام مهم نيست تحمل حضور همچين آدمي كنارم  اينقدر سخته كه نمايش و اين جور چيزا كنارش هيچي نيست . ولي به هر حال  خيلي گصه خوردم . (منم حساس)

خب بسته افسردگي رو بي خيال بچسب به هرچي شاديه تو دنيا . ها ؟ نداريم ؟ نمي دونم دورو زمونه ماست ديگه بي خيال . بخدا هرچي به خودم مي گم اين دفعه فقط فقط فقط شعر مي نويسم نمي شه خب . چي كار كنم ديگه تو هم گير نده . بسته مي گم گير نده ديگه . ده ....... ميزنمت ها .........

ده ولم كن ........... طلسمت مي كنم ها .........

رها جون صبر كن وقت كنم درستش مي كنم عزيزم والله ما رو چه به در افتادن با شوور مردم .الان اصلا وقت ندارم بعداً ميام دوباره

 

 

/ 0 نظر / 5 بازدید