دير است برای زندگی
من سخت هستم ...
من سست هستم ...
و زمان را از دست داده ام
غوطه ور در دريا
بدون خوابيدن
و خوابيدن هنگام راه رفتن
هر جا كه رفته ام
فقدان خويش را يافته ام
راهي نيست...
جز نابودي
و من ...
پنهان
در دورترين نقطه ي ژرف
فرو مي روم
آنجا كه صاعقه لحظه اي فرو نمي نشيند
و هر قلب و انديشه اي را مي شكافد
آنجا كه زندگي من
با كمترين جنبش
مي خشكد !
سلام واي كلي حرف دارم واسه گفتن اما خب بعضي هاشو مي گم . خوبين ؟ چطورين ؟ خوش مي گذره ؟ به ما كه خوش نمي گذره . هومك تازه از نهاوند اومدم رفته بوديم خير سرمون مسافرت بابام گفت ديگه اين مسافرت امسالتونه از ده ده خبري نيست . بنزين ندارم . چه كنم ؟ آره ديگه اولش خير سرمون قراربود اول خرداد سهميه بندي بشه يكم واسه مسافرتامون نگه داريم . گفتن نه مملكت اراذل اوباش زياد داره واستين اونا بگيريم . (اينها فقط جهت مردم بوده ها فك رنكنين مي خواستن شر خر واسه سهميه بندي بنزين كم شه ها ) حالا كه مثلا مملكت پاك سازي شد و هيچكي جرات سر تكون دادن نداره بنزين سهميه بندي شد . به همين سادگي . ديروز يه آدم كله گنده بهم گفت موردي نداره ما مسافرتمون رو هم ميريم . آخه خوشكل من آره واسه كسي كه دو تا ماشين داره و مي تونه با دو تا كارت سوخت بره مسافرت كه مشكلي نداره ولي اونها كه با ماشينشون خرج زندگي رو ميدن چي كار كنن. چند روز پيش باك سه تا ماشين رو حوالي خونمون زدن . مردم بنزين دزد نبودن كه به لطف دولت شدن . والله . نمي گم سهميه بندي بده نه ولي نه اينجوري آخرشم هيچي كه به ما نمي رسه خير سرمون كشور نفت خيزيم . بي خيال دارم ميرم دور ور فيلترينگ بسه ديگه . ديگه چي كار مي كنين ؟ فوتبال رو ديدين ماشالله اين عنايتي چه استعدادي بود قلعه نويي كفشش كرد ما خبر نداشتيم و تا آخر بيرونم نكشيدش كه . همون اولش من گفتم بايد عنايتي و خطيبي بيان بيرون كاظميان و معدنچي برن تو . بيچاره هاشميان . مربي هم مربي هاي قديميش . بيخيال فوتبال اصلا حوصله ندارم هركي بياد جلو باهاش دعوا مي كنم ها . راستي گفته بودين چرا قالب عوض كردم ؟ وا خب خسته شدم بسته كمر راست كردم واستادم رو به آسمون منتظر حالا مي خوام يكم بچسبم گوشه اتاق واسه خودم خوش باشم . بي خيال چرت و پرت هاي منو جدي نگيرين . البته بايد تا حالا عادت كرده باشين .
فعلا ديگه حرفي نداريم . باي
شکست
بارها شكستم...
پشت درهايي كه امتدادشان
مي رسيد به آخر نگاه تو
***
بارها شكست قلبم
بارها خود را در تكه هايش ديدم
بارها صداي آمدن پا را
صداي خش خش برگ ها را شنيدم...
***
خواستم لب بگشايم
از چيزي بگويم كه سالها
پشت در ها مانده ...
***
اينك تنهايم
پشت همان درها
تنهايي را احساس مي كنم
و صدايم را آنچنان در گلو مي فشارم
كه ديگر
صداي شكستن تكه هاي قلبم را هم نمي شنوم...
تولدم مبارک

امروز تولدمه
۱۷ ساله شدم
كادو بهم چي مي دين ؟
سلام بچه ها جون چطورين ؟ من امروز 17 ساله مي شم بعد از ظهر قراره دوستام بيان جشن بگيريم !!بابام مي گه آخه 71 ساله تو رو چه به اين كارا .
مي گم بچه ها اگه دوباره زلزله اومد من مردم حلالم كنين ها .
به چه جرم برايم حكم صبر بريدند ؟

اگه دارم ميرم بدون دست خودم نيست
از چشم كه بيفتم ، از دل ديگه سخت نيست
ميرم چون ديدن و نداشتنت سخته
ميرم چون ديگه عشقم رفته
از قلبت ميرم همين راهشه
اين حقم نبود ، ولي باشه
تو بازيه سرنوشت منو نبر از ياد
منو به ياد بسپار ، نده منو بر باد
حالا كجام ؟ دستات توي دست كين ؟
يه روز ميرسه، ازت پس ميگيرم
دلي كه پيشت بودو زير پا گذاشتيش
اين حرفاي كسيه كه يه روز دوستش داشتيش
سلام بچه ها خيلي دلم گرفته مي خواستم بيام براتون يه پست بلند بالا بزنم از بدبختي هايي كه تو مدرسه سرمون ميارن ولي اتفاقي كه ديروز برام افتاد خيلي اذيتم كرد الان براتون مي گم
ما يه هميايه داريم كه چهار هفته پيش عروسي كرد دختره خيلي نازه 17 سالش بيشتر نيست بعد ديروز بهم خبر دادن كه باردار شده نمي دونم خوشحال شدم ديگه آخه شوهرش خيلي بچه دوست داشت ولي شب كه از بيرون اومدم ديدم دم خونشون سياه زدن خيلي دلم گرفت بخدا شوهرش تصادف كرده بود و مرده بود يه پاش قطع شده بوده و همه بدنش آش و لاش بوده درختر بيچاره الان خيلي داره سختي مي كشه مامانم مي گه تو تشيع جنازه نزاشتن شوهرش رو ببينه آخه باردار بوده به زور فقط به كفنش دست زده همش مي گفته خدايا حداقل مي زاشتي بچش رو ببينه خيلي ذوق كرد وقتي شنيد باردارم اما حالا كو ؟؟
بچه ها خيلي دلم گرفته براش دعا كنيد كه خدا بهش صبر بده من كه هنوز گيجم نمي دونم خدا جون حكمت كار تو چيه ؟
بچه ها حتما براش فاتحه بخونين
حتما دليلي داشتي مگه نه ؟
بچه ها من عجله دارم بايد برم فقط خواستم با يكي درد و دل كرده باشم فعلا باي
حتما براش فاتحه بخونين بچه ها
يا هو
هومك اپديت مي كنيم يك دو سه ...
سلام مجدد ببخشين ديگه همين جا مي آپم از بچه گي همينشكلي بودم درست نمي شم .
هومك امروز جايزه دوچرخه رسيد خيلي حال كردم عيديه من كه رفتم بندر گناوه خودمو كشتم يه ليوان واسه خودم بخرم دلم نيومد زده بودم كانال بچه مثبت خفن م يگفتم اصرافه ليوان ليوانه شكل مكل نداره كه ببين آه خدا دلش واسم سوخت گفت بيا بنده ي من بچه ها يه ليوان خوشكلي برام فرستادن روش نوشته دوچرخه با دو جلد كتاب توپ .تو مسابقه فرهنگي هنري ناحيمون هم داستان نويسي دوم شدم مباركم باشه .
خب ديگه فردا 7 نفر از بچه باحالاي كلاسمون ميرن مشهد (يك دبير پرورشيمون حالشون رو بگيره ) من نرفتم ديگه لب و لوچت رو اون شكلي نكن .
چي ؟
سوغاتي ؟
خدا خيرت بده واسه من نميارن واسه تو بيارن؟برو روتو كم كن .(شوخي كردم )
خوش باشين و سر فراز
______________________________________________________________________
سلام واي چقدر دلم واستون تنگ شده بود . عيد كه مسافرت بودم نتونستم بيام . بعدش خدا خير بده هرچي معلمه .
يه عالمه حرف و تيكه دارم بزنم دلم داره مي تركه .
ايول ايول پنجشنبه چه روز باحالي بود ها اول كه امتحان حسابانم رو گند زدم بي خيال بعدش اومدم خونه دوچرخه رو ديدم به به بنازم به اين هوش تو مسابقش اول شده بودم كلي حال كردم خواهرم مي گفت داشتم متن فرد برنده رو مي خوندم گفتم به به چه هوشي داره باحاله ديدم آخرش اسم تو رو نوشته آفرين به مناسبتشم برام لباس گرفته بود (قبلا گرفته بود واسم گفت واسه اين كلك رشتي بود ها) خلاصه اول شديم رفت امضا خواستين خبر بدين دفعه سوممه ها .بعد از ظهرم شادي اومد خونمون عيديم رو آورد دستت درد نكنه كتاب باحالي بود عروسكم .
عيد جاتون خالي با خانواده پسر عمه ام و دختر عمه ام رفتيم مسافرت اول رفتيم ابيانه بعد يزد قطاب ها رو بار كرديم رفتيم شيراز اونجا بارون ميومد ولي حسابي سلامتون رو به كورش جونم رسوندم . (آخي شيراز رفتيم خونه خالم اينا دلم واسش يه ذره شده بود ديدمش بالاخره. آخه خيلي دوسش دارم ) بعد رفتيم بوشهر ديگه بارون نيومد يك حالي داد جاده اش. هميشه من اونجا كلي حال مي كنم . بعد بوشهر رفتيم خرمشهر و شلمچه و اهواز دزفولم كلي تو نمايشگاه هواييش حال كرديم آقا مسابقه پرسپوليس استقلال رو تو صفحه نمايش گندش نشون مي داد چه صفايي داشت .بندر گناوم كلي حال داد . بعدشم رفتيم خرم آباد واي چه مردم باحالي دارن روبه روي دانشگاه نمي دونم چي بوديم بعد يه مغازه هه يه آهنگ لري گذاشت امتحانش كنه با باس بالا و ديگه ... مردمشون همين جوري داشتم زندگيشون رو مي كردن ها يهو دست گرفتن به رقصيدن چه باحال بود خيلي خوشن خوش به حالشون . بعدشم اومديم خونه فرداش راستي سر راه رفتيم نهاوند برف بازي . بابام اينا بغل يه كوهه واستادن نماز بخونن يهو رفتيم بالا سر سره بازي بابام سرش رو كه آورد بالا ديد دو تا نقطه بالاي كوهن .
خب مسافرتم تموم شد ديگه سيزده بدرم زير بارون كنار آتيش لرزيديم ولي خدايي حال داد .
حالا چرت و پرتام :
هر كي گفته عيدي ميوه ارزون بود (بوق بوق) باباي من پرتغال داغون خريد كيلو 1600 تومان آخرشم با مامانم دعواش شد كه چي به درد نمي خورن . همه چي گرون شده بود هيچي ارزون نبود بخدا .مگه جون آدميزاد .
همه ماجراي اين سرباز انگليسي ها رو شنيدين ديگه (اَه اگه راديو هاي ... رو گوش كنين مي فهمين چه خبره ) چه بد بختيم به خدا. زنه خاطراتش رو نوشته گفته رفتم ايران يه زنه قدم رو اندازه گرفت فكر كنم واسه تابوت مي خواست . حالا هي خدمت كنين به عراقي ها اون جوري بلا سر ديپلماتتون در بيارن به قول دوستم خود كرده را تدبير نيست .
هومك ديگه مشكلات ايران حل شد همه چيزش مگه نمي دوني ؟وا اخبار نمي بيني؟ زنگ مسواك در مدارس ايران به صدا در آمد آخه سه تا نقطه ها ما داريم از فقدان معلم درست حسابي ديونه مي شيم . كلي برنامه كلاسيمون به هم ريخته زنگ مسواك مي زني براي من ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
مدير ما طي يه جلسه ي رسمي اومد باهامون مشكلات مدرسه رو حل كنه :
خب دخترا گفته بودين چرا معاون ها به موهاتون گير ميدن سه ساعت توضيح
گفته بودين چرا آينه نياريم مدرسه سه ساعت ديگه توضيح
گفته بودين چرا مدرسه گشتش اين هوا گيره چهار ساعت و نيم توضيح
(يه بار ما رفتيم دعوا معلم مي خوايم يك دادي سر يكي از بچه ها زد كه بچه ي من مريضه تو مي گي معلم حسابان . آخي خانوم مدير فرداش كه مدرسه نيومد رفته بود مشهد . زيارت قبول .)
آقا يه كلمه نگفت مشكل معلم فيزيكتون حل شد باهاش صحبت كردم گفتم مثل آدم درس بده . رفتم موضوع بي معلم بودنتون رو پي گيري كردم سال آخرين آخه امتحان نهايي دارين دارم سعي مي كنم برنامتون رو ميزون كنم كه مجبور نشين يه روز ساعت 8 بياين يه روز 3 ساعت اضافه بمونين و ...
راستي كلاس ما افتخار كسب خسيس ترين بچه هاي مدرسه رو به خودش اختصاص داده بزن كف مرتبو ...
اه يه چيز ديگه اخراجي ها و سيصد رو ديدم هرچي با اخراجي ها حال كردم سيصد حالم رو گرفت .
اينم شعر ميم مثل مادر تقديم به مامان جيگر و مهربون و دوست داشتنيم كه هفته اي سه بار واسم ماكاراني درست مي كنه.
ميم مثل مادر
كاشكي مي شد بهت بگم چقدر صداتو دوست دارم
چقدر مثل بچگي هام لالايي هاتو دوست دارم
سادگي هاتو دوست دارم خستگي هاتو دوست دارم
چادر نماز و زير لب خدا خدا تو دوست دارم
كاشكي رو طاقچه ي دلت آينه و شمعدون مي شدم
تو دشت ابري چشات يه قطره بارون مي شدم
كاشكي مي شد يه دشت گل برات لالايي بخونم
يه آسمون نرگس و ياس تو باغ دستات بشونم
لالايي لالايي لالالا
بخواب كه مي خوام تو چشات ستاره هامو بشمارم
لالايي لا لا لا لا لا لا
يشم همون كه تا ابد دنيا رو با تو دوست دارم
دنيا اگه خوب اگه بد
با تو برام ديدنيه
باغ گلاي اطلسي
با تو برام چيدنيه
مادر
مادر
چقدر صداتو دوست دارم
لالايي هاتو دوست دارم
زمزمه هاتو دوست دارم
لالايي
لا لا يي
بگذر ز من اي آشنا چون از تو من ديگر گذشتم
ديگر تو هم بيگانه چون ، چون ديگران با سرگذشتم
مي خواهم عشقت در دل بميرد
م يخواهم تا ديگر در سر يادت پايان گيرد
بگذر ز من اي آشنا چون از
هر عشقي ميميرد خاموش يمي گيرد عشق تو نمي ميرد
باور كن بعد از تو ديگري در قلبم جايت را نمي گيرد
سال نو مبارک
از زماني كه تخت جمشيد چون نگيني ارزشمند بر انگشتر هستي پهنه افكند ،
تا زماني كه پيام الهي «لا الله الا الله»
در ميان سه رنگ مقدس پرچم ايران جاي گرفت ...
از زماني كه فردوسي ها شاهنامه ها را سرودند و رستم ها و سهراب ها را در تاريخ جاودانه ساختند ، تا زماني كه دانشمندان پارسي در صدد كشف رازهاي نهفته جهان بر آمدند ...
از كورش تا خميني ...
از كيمياگري تا ضايعات نخاعي ...
از زماني كه با تمدني آشنا شدم كه حتي در سخت ترين لحظات هم
فرهنگ و خرد را حفظ مي كرد ، و درست در زماني كه در جاي جاي جهان
پهناور مردان جنگ جو براي بدست آوردن تكه اي زمين جان انسان هاي بي گناه را بي ارزش مي پنداشتند و قدرت معناي كشتار مردم بي گناه را پيدا كرده بود و پادشاهان ، مردمان كشور خود را وسيله اي براي رسيدن به اهداف
پليدشان مي دانستند ...
پادشاهي ايراني كلمه ي عدالت را در ميان لغات جهان ياد كرد... و مردم كشورش را برادر پنداشت .
چقدر غمناك است وقتي تخت جمشيد آن مظهر جمال به خاطر قدرت طلبي
كوركورانه و حسودانه ي غرب به آتش كشيده شد . هنوز زبانه هاي خشم اسكندر در برابر بزرگي و جلال تخت جمشيد ايران
و ايراني را به خاك و خون مي كشد . و اما ... تخت جمشيد زنده است ... تمدن قديم ايراني زنده است و فرهنگ خود را با هوشياري تمام در ميان
نوادگان اسكندر فرياد مي زند .
هاليود ؛ اسكندر ها و 300 ها قادر به پنهان ساختن تمدن اصيل ايران و ايراني نخواهد بود .
تلاش هاي غرب براي پنهان ساختن تمدن اصيل ايران بمانند
تلاش اسكندر براي زدودن ياد تخت جمشيد هخامنشيان ايراني
از ياد مردم جهان است .
تخت جمشيد آتش گرفت ...
ايران هست ...
كورش ها و خشايار ها زنده اند ...
ايراني هست ...
ايران و ايراني خواهد ماند ...
اگه نوشته ی منو خواستین بگین بهتون می دم ها ...





سايت ياهو فيلم 300 را به راي گذاشته تا کاربران در موارد مختلف به اين فيلم راي دهند و نتيجه آن قطعاً در تصميم گيريهاي مختلف همانند فروش گيشه بي ناثير نيست.
شما هم با مراجعه به لينك زير به اين قيلم ضد ايراني راي F را بدهيد، تا اين لحظه حدود 20000 نفر به اين فيلم راي داده اند و اين فيلم رتبه نه چندان خوب B را دارد، همت کنيد و رتبه آنرا به زير C برسانيد.
http://movies.yahoo.com/movie/1809262865/user
کليک کرده و در صفحه اي که باز مي شود گزينه Write your own review را انتخاب و سپس همه گزينه ها را F انتخاب کرده و پس از تايپ متن اعتراضيه اي در کادرهاي محاوره اي پايين صفحه
کليد Post Review را فشار دهي..
همت كنين بچه ها و اين آدرس را براي دوِستان خود بفرسيد..
لطف کنيد و متن اعتراض آميز زير رو هم در پايين همون صفحه paste کنيد ..خيلي مهمه يادتون نره ..
picture of persians in this movie is not real ,,and the total story is fake.while Iranian had
Senate and the made the first human being rights, How come warner brothers company shows Iranian wild and without culture. Iranians had
من آدرس و متن اعتراش رو تو قسمت نظر ها هم می دم تا مشکلی برای کپی کردنش نداشته باشین
همت کنین ها
درد دل
سلام بچه ها خوفين ؟
منكه خيلي دلم گرفته گفتم باهاتون درد و دل كنم يكم دلم وا شه .
مي دونين همش تقصيرخودمه ها . بسكه دل نازكم و مهربون اگه كس ديگه بود عين خيالشم نبود .
من براي مسابقات آزمايشگاهي از طرف مدرسمون واسه رشته ي كامپيوتر انتخاب شدم . بعدش واسه عمليش مونده بود كه برم با دوستم قرار گذاشتيم كه ساعت يك و نيم دم مدرسه باشيم و با هم بريم محل مسابقه . من بيچاره يك ساعت تو سرما متظر ندا موندم . خيلي اعصابم خورد شد مي خواستم برم خودم گفتم شايد ندا بياد ببينه من نيستم منتظرم بمونه . نگو خانم خودش رفته بوده . منو گذاشته بوده سر كار . چرا آدما بايد اينجوري باشن ؟ها ؟ مگه ارزش دوستي بيشتر از يه مسابقه نيست ؟ يعني اينقدر دوستي ها كم ارزش شدن ؟ به خاطر اينكه مثلا سر يه مسابقه از من بزنه جلو ؟ منم ديگه باهاش حرف نزدم . ما با هم سر نمايش مدرسه هم همكاري داشتيم خير سرم دستيار كارگردانم يعني بودم . آخه كشيدم كنار نمي تونم حضورش رو تحمل كنم . حيف چقدر واسه نمايش زحمت كشيدم . الان اونها مي رن اول مي شن هيچكي به من محل نمي ده . زحمت من چي ها ؟ كاش مي تونستم ببخشمش . ببينم كدومتون اين هوا بزرگ منشي دارين كه من داشته باشم ؟ به نظر من اشتباه قابل بخششه ولي خيانت نه . مواظب باش خائن نباشي ...
ولي برام مهم نيست تحمل حضور همچين آدمي كنارم اينقدر سخته كه نمايش و اين جور چيزا كنارش هيچي نيست . ولي به هر حال خيلي گصه خوردم . (منم حساس)
خب بسته افسردگي رو بي خيال بچسب به هرچي شاديه تو دنيا . ها ؟ نداريم ؟ نمي دونم دورو زمونه ماست ديگه بي خيال . بخدا هرچي به خودم مي گم اين دفعه فقط فقط فقط شعر مي نويسم نمي شه خب . چي كار كنم ديگه تو هم گير نده . بسته مي گم گير نده ديگه . ده ....... ميزنمت ها .........
ده ولم كن ........... طلسمت مي كنم ها .........
رها جون صبر كن وقت كنم درستش مي كنم عزيزم والله ما رو چه به در افتادن با شوور مردم .الان اصلا وقت ندارم بعداً ميام دوباره
دخترجادويی
تموم شد ...
ترانه؛ قلم را شكستم
به كنجي به ماتم نشستم
خزيدم نوشتم سكوتو
صدا ميشنيدي
به هر خط
...شكستم ...
تو گفتي نديدي
تونستي از تب من ترانه بسازي ؟
دلم رو به روياي ديرينه بردي ؟
مي تونستي ماهو به خوابم بياري
ستاره به اسمم بزاري
اگر بي اجازه تو شعرم نشستي
چرا دل چرا دل نبستي
بريدي
تموم شد ترانه
چشاي تو اما همش غرق خوابه
سوال من از تو هنوز بي جوابه ...

سلام عليكم و رحمت الله و بركاته احوالات كه انشاالله خوب هست؟
سيب زميني هاتون زياد شه الهي
الهي بي بنزين نمونين و ...
راستي گفته بودم دوچرخه اسمم رو اشتباهي نوشته بود يه ايميل واسم فرستاده خوشكل كه معذر ت مي خواهييييييييييييييييييييييم .
منم كلاس گذاشتم كه واااااااااااااااااااااااااااااااااااا (هيچي)
ايول امروزم شعرم صفحه اول دوچرخه چاپ شده بود. چقده هم گشن بود خدايي به خاطر اون اسمم كه اشتباه چاپ شده بود هم معذرت خواهي كرده بودند . كلي حال كردم آخه خيلي باحاله ها فكر كن ...
فكراتو كردي؟
باشه . اونوقت به بابام ميگم مي گه به من چه ؟
مامانم كه انگار نه انگار ولش كني با دوچرخه شيشه هاشو پاك ميكنه ها .
اصلا هيچكي منو دوست نداره . هيچكي قدر منو نميدونه اگه مي رفتم هند منو مي پرستيدن ها ...(خب بسته پررو نشو )
هومك يكي به من گفته بود چرا چرت مي نويسي ؟
خب پس چي بنويسم . باشه خفن جان ديگه چرت نمي نويسم بيا اينم يه متن غير چرت خوبه؟
ماشالله خدابده بركت ديدين تو خيابونا همين جوري ميوه ريخته ؟ ارزون ها نه اينكه خدايي نكرده فكر كني گروني شده ها . اين حرفا مال دشمناست . الكي ميگن گروني شده .كو كجا؟؟؟؟
سيب زميني خريده بابام عينهو هلو كيف مي كني نيگاش كني انقده باحالن كه بابام از اون قيافه ها كه ماهي يه بار موقع پول تو جيبي دادن به خودش ميگيره گرفت واسه مامان بيچارم كه چي ؟
_چي ؟
آها كه از اين ها درست نكني يهو يي هاـــــــــ
نكنه خدايي نكرد ه فكر فكر كنين چون ديگه پول خريد سيف زَمني نداشته اينو گفته ها چون من كه گفتم گروني نيست . آخه دوسشون داره الانم رفته يه انجمن حمايت از سيف زَمني هاي كوچه بازاري راه بنداره .
اهم خب من بيشتر از اين نمي تونم چرت ننويسم راضي شدي؟
بچه ها يه چيز بگم بخندين ديروز كه چند روز پيش اصلا 8 اسفند مدرسمون به بچه هاي باحال جايزه داد .بعدش بوگو چي؟
بگم؟
نمي خندي؟
باشه .
بن خريد از تعاوني مدرسه .
اُه تو كه قرار بود نخندي .
مامانم كه به دلش صابون زده بود جهاز بدن بهم .(هههه)
بابامم كه به روم نياورد ولي دلش مي خواست يه كيلو پياز و دو كيلو سيف زَمني جايزه بگيرم .
حالا تعاوني مدرسمون هيچي نداشت كه حالم رو گرفت (زيرپيرني مردونه داره ها مي خواي ؟)
منم يه خروس خريدم صبحا واسمون قوقولي قوقو مي كنهو از خواب بيدارمون ميكنه . فقط بايد پاشي دكمه ش رو بزني تا صداش دراد .
خب مادر ديگه چي بگم واستون دِلم انقده گرفته كه نگو . كاشكي اين دل آدما سيفو ن داشت خوف بود ها .
مي كشيدي پايين باز ميشد نه ؟
خب ديگه فكر كن من فقيرِ و بي پول و ديگه چي بگم الهي عروس دوماد شي مادر مي خواي دلِـم وا شه نظر بده ثواب داره بخدا . بچه فقيرم ...
